7
آينه ها دچار فراموشي اند
و نام تو
ورد زبان كوچه ي خاموشي
امشب
تكليف پنجره
بي چشمان باز تو روشن نيست!
شعر بي دروغ
ما كه اين همه براي عشق
آه وناله ي دروغ مي كنيم
راستي چرا
در رثاي بي شمار عاشقان
-كه بي دريغ-
خون خويش را نثار عشق مي كنند از نثار يك دريغ هم
دريغ مي كنيم؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 9:31 توسط فرزانه
|