17
چوپان قصه ي ما دروغگو نبود٬او تنها بود و از فرط تنهايي فرياد گرگ آمد سرمي داد
افسوس كه كسي تنهايي اش را درك نكرد وهمه در پي گرگ بودند
ودر اين ميان فقط گرگ فهميد كه چوپان قصه ي ما چقدر تنهاست!
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17:52 توسط فرزانه
|